![]() |
![]() |
در یکشب سیاه٬ همانسال که مرگ هست
قلب امید در بدر و مات من شکست!
سرگشته و برهنه و بیخانمان چو باد
آنشب٬ رسید قلب من٬ از سینه و قناد
زار و علیل و کور
بر روی قطعه سنگ سپیدی که آنطرف...
در بیکران دور
افتاده بود٬ ساکت و خاموش٬ روی گور
گوری کج و عبوس و تک افتاده و نزار
در سایه ی سکوت رزی٬ پیر و سوگوار
بیتاب و ناتوان و پریشان و بیقوار
بر سر زدم و گریستم٬ از دست روزگار
گفتم که ای ترا بخدا٬ سایبان پیر!
با من بگو٬ بگو! که خفته در این گور مر گبار؟
کز درد تلخ مرگ وی٬ این قلب اشکبار...
خود را در این شب تنها و تار کشت؟
پیر خمیده پشت؟؟!!
جانم بلب رسید! بگو قبر کیست این؟
یک قطره خون چکید٬ بدامانم از درخت٬
چون جرعه ای شراب غم٬ از دیدگان مست!...
فریاد بر کشید: که ای مرد تیره بخت!
بر سنگ سخت گور نوشته است٬ هر چه هست...
بر سنگ سخت گور
از بیکران دور
با جوهر سرشک
دلم می خواد ساده باشم
اما ساده دلمو نمی خواد
مگه میشه
دلم میگه: ساده بیا
ساده میگه : گولم نزن
دلم میگه : زودی بیا
الان زرنگی جای تو میاد
ساده میگه : بذار بیاد
دلم میگه : ساده چیه
ساده میگه : زرنگیه!
دلم میگه : آخه چرا؟
ساده میگه : نمی دونم.
دلم میگه : دیگه نیا
ساده میگه : چرا چرا؟
دلم میگه : نمی خوامت.
ساده میگه : نه؛من تو رو میخوام
دلم میگه : برو برو
ساده میگه : گریه کنم؟
دلم میگه : جا ندارم برای تو
ساده میگه : الان میام
دلم میگه : ساده نیای؟
ساده میگه: گولم نزن.
دلم میگه : نه راست میگم
ساده میگه : خالی نبند
دلم میگه : نه نیا.
ساده میاد تو دل من
دلم بلند داد می زنه
نیا نیا؛ اینجا پر از زرنگیه
ساده میگه : دروغگو دروغگو
ساده به دلم میرسه
دلم اونو راه نمی ده
زرنگیا بیرون میان
ساده رو تو می برن
ساده گریش می گیره
زرنگیه هی میگه: گریه نکن ، گریه نکن
ساده میگه : سادگیه.
زرنگیا همه با هم : زرنگیه زرنگیه.
ساده میشه اسیر دل
اسیر یک دل زرنگ
![]() |
![]() |